|
10 | ||
|
به لطف و مرحمت خودش ، افتخار آشنایی و همراهی با عزیز بزرگواری نصیب شد. بیداردلان .....همراهی با بزرگان، بسی سهل تر و دلگرم کننده تر است. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
یــــــــــا رب الــــعالـــــــمــیــــن شــــــــکـــــــــــــــــر
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
پسرک از پدر بزرگش پرسید :
پدربزرگ پاسخ داد : [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
اطفال و بچه ها رازهای زیادی رو در خودشون دارند. یکی از اون رازها، این هست که معامله نمی کنند. بلکه هر آنچه را دارند با هم قسمت و تقسیم می کنند. و اون چیزی نیست جز، محبت و آشتی و دوستی. اما اونچه را که مال خودشون بدونند و در مقابلش احساس مالکیت داشته باشند رو، گاهی دوست ندارند به یکی دیگر بدهند. همچون کودکان، دوستی کنیم ولیکن مثال بزرگان روان باشیم و بدون احساس کاذب مالکیت. اینگونه رها از بندهایی هستیم که ریشه در توهم دارد. زیرا توهمی که در بیراهه باشد، بی اصل و اساس است و بین تو و سر منزل مقصود، فاصله ها می اندازد و تکاملت را به تاخیر. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
بــــنـــــــام خــالـــق هـــــســـــــتــــی و نیستی. زیرا، در غیبت انچه نیست، انچه هـــســت، بی معناست. و با سلام و مهر فراوان به شما خوبان. اینجا هستم در حضور شما گرامیان، تا صدای راستی و حق را به گوش ها برسانم. درست است که من یک ایرانی هستم و مفتخر که در سرزمین کهن ایران به دنیا امده ام، اما از سال ۵۷ که ۹ سال داشتم، دچار افسردگی شدم و بدون شناخت خویش در بیراهه ها گم شدم. کودکی که *خدا* را نور می دید و شادمان بود، لذت بچه گی و شادی و رقص و دوچرخه سواری و ورزش .... و حتی انتخاب رنگ لباسش از او گرفته شد. در چنین وضعیتی چگونه ممکن است که استعدادهایش شکوفا شود و به رشد و تعالی رسد. روی سخن من با رهبر جمهوری اسلامی ایران است اقای سید علی خامنه ای، شما می گویید امریکا و بیگانگان بدون راستی و عدالت برخورد می کنند. این چگونه ممکن است؟ این چگونه ممکن است که شما که خواهان و طالب راستی و عدالت هستید، آن را از من و ما دریغ نمودید اما همانها که متهمشان می کنید، در راستی و عدالت با من مدارا کردند و در نام انسانیت، مرا از چاهی که در ان فرو افتاده بودم، به بیرون اورده و ازاد و رها ساختند. و بدین سان زمینه ی رشد و شکوفایی ام فراهم شد تا به *خدا* برسم. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
مـــــهـــــــربــــان بــــا مــــهـــــــــــر مــــــــهــــــــــر بـــــبـــــــار [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
داستان در مورد یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد شب بلندی های کوه را تماما در بر گرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سیاه بود همان طور که از کوه بالا میرفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد ودر حالی که به سرعت سقوط می کرد . از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است نا گهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود وفقط طناب او را نگه داشته بود ودر این لحظه سکوت برایش چاره ای نماند جز آنکه فریاد بکشد *خـــــدایـــــــــا* کمکم کن ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد: از من چه می خواهی؟ ای *خـــــــــــــدا* نجاتم بده! واقعا باور داری که من می توانم تو را نجات دهم؟ البته که باور دارم. اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن. یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند بدنش از یک طناب آویزان بودو با دست هایش محکم طناب را گرفته بود.... و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
دکتر الهی قمشه ای* سکوت Dr Elahi Ghomshie - Sokout Part ۲
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
* One Direction Gepubliceerd op 19 aug 2011 [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
Ebi * Shadmehr Aghili * Royaye Ma* A DreamMusic & Arrangement* Shadmehr AghiliDirected by* Siros KerdouniLyrics* Yaghma Golrouee 1.638.374 [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
یکایک ما، هم فاعلیم و هم مقبول، در نگاه خودش. [ ] [ ] [ بیتا سالک ]
حقگزارم. NO سپاسگزار
[ ] [ ] [ بیتا سالک ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||